واژگان کهن کردی کرمانجی در اوستا
رَشی خراسانی
......................
وَفْر : در اوستا به معنی برف و در تمام گویشهای زبان کردی از جمله کرمانجی هم «vefr» به همین معنی است(قلب حروف). در ماههای اخیر ترانه زیبای کرمانجی «vefre mêr» «آدم برفی» را از استاد گرامی حسین تقدیسی و هنرمند گرامی آقای میرزازاده گوش فرا دادیم.
پَئیتی : در اوستا به معنی « پا» و در کردی کرمانجی «pey» یا «pê» به همین معنی است
سْتَرَ : در اوستا به معنی «ستاره» و در کردی کرمانجی «stêr»به همین معنی است.در انگلیسی تبدیل به «star» شده است
اُروپی : در اوستا به معنی «چراگاه» و در کردی کرمانجی «obe» به همین معنی است. این واژه از «آبادی و آبادانی » می آید که به صورت وام واژه وارد زبان ترکی نیز شده است.
سْکنْدْ : در اوستا به معنی «شکست» و در کردی کرمانجی «şkand» به همین معنی است(تبدیل س به ش)
سْوْ : در اوستا به معنی «جدا کردن» و در کردی کرمانجی «sêva» به همین معنی است. مثلا وقتی میگوییم «je hev sêva ke»(از هم جدا کن) و یا واژه «sêvî» در کردی کرمانجی به معنی «یتیم» است.(جدا شده از پدر و مادر)
سِن : در اوستا به معنی «آموزش» و «دانایی»در کردی کرمانجی ریشه کلمه «zana»(دانا) زِن میباشد (تبدیل س به ز یکی از ویژگیهای زبان کردی است)
سور : در اوستا به معنی دلیر است و شاخه ای از زبانهای کردی «سورانی» نام دارد .یعنی پهلوانان .آشوریها به مادها(کردها) میگفتند (نیرومند»
سویا : در اوستا به معنی «آسایش و خوشبختی» است و در کردی کرمانجی «سُوَ » یعنی صبح. در« آیین مهر» که از آیین های باستانی ایرانیان بود« صبح و طلوع خورشید» نماد خوشبختی و آرامش بود.واژه صبح از زبانهای ایرانی به عربی وارد شده است . در زبان عربی انبوهی از کلمات ایرانی وجود دارد همانطور که در زبان ایرانیان هم کلمات عربی وجود دارد مثلا کلمه«دعوا» از ایرانی به عربی رفته است . در کردی کرمانجی میگوییم «داوا» و در فارسی میگوییم « داوری» یا« اقامه دعوا» نمونه کلمات ایرانی در عربی مثل :جدول از« چَثْوَر» در اوستا و یا« زعفران »که در کردی «زفران» میگویند و در هیچ کشور عربی تا کنون«زعفران » نروییده است که آنان این اسم را بگذارند و از قدیم ایرانی بوده و یا «لعل»که عربان با این سنگ بیگانه اند و هیچ وقت در عربستان و….وجود نداشته و یا حجره از«حوکره » اوستایی و یا« طبق» از «تپک» پهلوی و ………… و عربان آنها را با تلفظ خود به کار میبرند و دلیل بر عربی بودن آنها نیست.و یا «سَئُکَ» در اوستا به معنی «سعی »است و به صورت وام واژه وارد زبان عربی شده است .همین واژه در زبان کهن کردی کرمانجی به صورت «say» به کار می رود.
سوخْر : در اوستا به معنی «سرخ» و در کردی کرمانجی «sûr» به همین معنی است. کلمه چهار شنبه سوری هم کردی است و آتش سرخ (سور)در آن بزرگترین نقش را بازی میکند
سیسرَ : در اوستا به معنی آسیب و زیان است و در کردی کرمانجی به پوست کندن میگوییم «sîs kirin». واژه «sîs»به معنی «سفید » در کردی کرمانجی از همین واژه اوستایی بنیاد گرفته است
سی : در اوستا به معنی «دراز کشیدن و خوابیدن »است.در کردی کرمانجی « sêl» وسیله ای است که نان یا ... روی آن میخوابانند تا برشته و پخته شود. به گمان واژه «sî» به معنی سایه (جهت آرامش/خواب) هم از همین باشد
سَوَ : در اوستا به معنی «سود» است در کرمانجی میگوییم «seva te» یعنی به سود تویا برای تو
وْرچ : در اوستا به معنی «بریدن » در کردی کرمانجی «perç» به معنی «تکه ،قسمت.(تبدیل «و»به«پ»)
وْیاخمَن : در اوستا به معنی «آشکار کردن برای مردم» در کردی کرمانجی واژه «vîxin» به معنی روشن کردن (آشکار کردن ) از همین واژه ریشه گرفته است
وِهْرِک : در اوستا به معنی «گرگ» و در کردی کرمانجی و سایر کردی ها «verk» به همین معنی است «gur» هم میگویند
ویشَن : در اوستا به معنی «پایه گذاری کردن» است و در کردی کرمانجی «weşandin» به همین معنی و مثلا به معنی تالیف کتاب به کار می رود.
اَیارَ : در اوستا به معنی «روز» است و در کردی کرمانجی «îrû» به معنی امروز است.
شَوَنت : در اوستا به معنی «جوشان» است ودر کردی کرمانجی «şewtandin» به معنی «سوزاندن» است
ویژین :در اوستا به معنی «تیز و سوراخ کننده» است و در کردی کرمانجی «dûj» به معنی« تیز» است
منبع : فرهنگ واژه های اوستانوشته استاد ایرج بهرامی به یاری استاد فریدون جنیدی
....................
منبع :